در روزگارانی نه چندان دور، حاکمی بیمار شد و برای معالجه به شهری دیگر رفت. تمام مردم شهر در حیرت فرورفتند که یا امیر! مگر اطبا خودمان، قصد جانت را کرده بودند که در شهر خودمان درمان نشدی؟ حاکم گفت: «من در این قلبم، رازهایی دارم که می‎ترسیدم با عمل قلب باز، تمامی ناگفته‎هایم […]

 

در روزگارانی نه چندان دور، حاکمی بیمار شد و برای معالجه به شهری دیگر رفت. تمام مردم شهر در حیرت فرورفتند که یا امیر! مگر اطبا خودمان، قصد جانت را کرده بودند که در شهر خودمان درمان نشدی؟ حاکم گفت: «من در این قلبم، رازهایی دارم که می‎ترسیدم با عمل قلب باز، تمامی ناگفته‎هایم آشکار گردند. برای همین طبیان مشهدی را برگزیدم.» البته نقل است که حاکم بیم آن داشته که طبیبان سبزواری با توجه به جایگاهش، در مداوای او پارتی بازی کنند و حق مردم عادی پایمال شود. برای همین مداوا در شهری غریب را ترجیح داده است.

گویند شاعری که در آن حوالی بود، فی المجلس این شعر را سرود:

«تنت به ناز طبیبان نیازمند شد ولی

طبیب سبزواری نه، طبیب مشهدی آری»

یکی از تاجران و بازرگانان با شنیدن خبر بستری شدن حاکم در بیمارستانی خصوصی، گفت: «شهر ما بیمارستان خصوصی ندارد و بستری شدن حاکم در شهری دیگر و بیمارستانی خصوصی در راستای اجرای اصل ۴۴ و خصوصی سازی است.»

با توجه به فضای اعتمادی که بین مسئولین و دستگاه ها وجود دارد، چند طرح پیشنهادی ارائه می‎گردد:

-رییس میراث فرهنگی شهر به جای جذب گردشگران، به مشهد رفته و با مجسمه فردوسی سلفی بیاندازد.

-رییس فرودگاه سبزوار با اتوبوس به مشهد و از مشهد با هواپیما به تهران برود.

-صنف زیره کاران سبزوار، زیره های خود را به کرمان ببرند.

-سینمای سبزوار فیلم شعله را به روی پرده بیاورد تا اهالی سبزوار مجبور شوند برای دیدن فیلمهای روز به سینما آفریقای مشهد بروند.

-تمامی تیم های ورزشی سبزوار منحل شود تا مردم برای تشویق تیمهای سیاه جامگان و پدیده به مشهد بروند.

-استخرهای سبزوار، اعم از روباز و غیر روباز؛ تعطیل شوند تا همگی دسته جمعی به موجهای آبی برویم!

در آخر ضمن قدردرانی از بیمارستان های واسعی، حشمتیه و مبینی؛ از مسئولین خواستاریم در راستای اجرای خصوصی سازی، چند بیمارستان خصوصی در شهر ایجاد کنند تا مسئولینی که بیمار می‎شوند به صورت خصوصی درمان شوند و رنج سفر را به جان نخرند.

 

محمود شم آبادی

 

انتهای پیام/